وجود خدای مهربان را دوباره حس کردم
وقتی یک اتنقاد در یکی از پیامها نوشتم پیام من حذف شد و خود و خانواده ام با کلمات ناپسند مواجه شدم و چنان دروغگو خوانده شدم که حتی اسمم را هم دروغ می گویم و هیچ فرصت دفاعی به من داده نشد.
با اینکه در پیام خصوصی به نوبسنده وبلاگ گفتم که دیگر نمی نویسم و به وبلاگش هم سر نمی زنم اما آماج حرفها ادامه داشت.
از خدا می پرسیدم که چرا اینگونه مورد اتهام قرار می گیرم و فرصت دفاع از خود را ندارم و در برابر خوانندگان وبلاگ اینگونه بی آبرو می شوم؟
تا این که بعد از چند روز نویسنده وبلاگهایش را حذف کرد ومن به طور قانونی تونستم بنویسم.
در این چند روز خیلی فکر کردم که چه بنویسم اکنون که خدا خواست که بنویسم و وجود خدا را حس دوباره حس کردم برای دفاع از خودم اینجا فقط سکوت می کنم و فقط به خدا دفاعیات رو می گم.
در چند روز آینده از طریق بلاگفا پسورد هر دو وبلاگ را برای نویسنده وبلاگ می فرستم تا هر طور که می خواهد در مورد وبلاگهایش تصمیم بگیرد.
از کلیه دوستانی که نظرات را در این چند روز نوشتن عذر خواهی می کنم من نظرات را چون متعلق به من نبود نخواندم و نویسنده وبلاگ بعد از فرستادن پسورد در مورد پاسخگویی به نظرات تصمیم می گیرد.
از کلیه خوانندگان وبلاگ هم به خاطر مسائل پیش آمده عذر خواهی می کنم.
من دیگه نه به این دو وبلاگ و هیچ وبلاگی که منتسب به این نویسنده باشد هرگزو هرگز و هرگز سر نخواهم زد.
خدانگهدار
(عادت کنید مسائلتان را با خدا مطرح کنیدو برای حل مسایل خدا را همیشه به صورت یک شریک در کنار خود تصور کنیم "وینسنت پیل")
